ویراستار کیست و چه میکند؟
نگاهی به ویرایش از زبان ویراستاران
نویسنده: مجید ملکان
پاسخ به پرسشی که عنوان این نوشته قرار گرفته است خیلی آسان نیست و نزد افراد مختلف جوابهای بسیار متفاوتی مییابد. مرحوم عبدالله ارگانی با طنزی تلخ میگفت هر کس پنج هزار «می» یا «ب» جدا کرده باشد ویراستار است و بلافاصله اضافه میکرد یا هر کس که مطابق نظر پیروان پیوسته نویسی در شیوه خط فارسی، پنج هزار «می» یا «ب» را چسبانده باشد. تلخ طنز ارگانی به آن سبب بود که تعریف وی بازتاب ویرایش واقعاً موجود است؛ ویرایشی که منحصر است به تغییر شیوه خط، تبدیل «میباشد» به «است» و «مینماید» به «میکند» و حداکثر راست و ریس کردن زبان جملهها و اعمال قواعد کتاب «غلط ننویسیم». صلح جو (1387) در این باره مینویسد: «ویرایش در ایران [...] صرفاً در جهت ویرایش زبانی سیر کرد. سالهای متمادی ویراستاران تصور میکردند که ویرایش یعنی اصلاح جمله. هنوز هم البته چنین تصوری وجود دارد.» اگر نشر گامی از فرآیند تولید اندیشه/دانش است، سازوکار نشر، از جمله ویرایش، نیز از قواعد اجتماعی این فرآیند تبعیت میکند. یافتههای پژوهشگران مستقل در حوزههای آموزش و جامعه شناسی علم و اندیشه جایی برای خوش بینی به این فرآیند باقی نمیگذارد. به همین سبب، به گمان نگارنده، ویرایش در کلان ساخت نشر ایران بیشتر نقش وسمه بر ابروی کور دارد. اما اگر ویرایش کاری است که از جاهای دیگری وارد کشور ما شده، بد نیست بدانیم در آن جاهای دیگر ویرایش چه راه و رسمی دارد. بسیاری از کتابهایی که در زبان فارسی درباره ویرایش منتشر شده آمیزهای از راهنمای شیوه خط فارسی، دستور زبان، رعایت دستورالعملهای کتاب «غلط ننویسیم»، پرهیز از برخی اشتباهات رایج نگارشی و دستورالعمل سجاوندی است. به عبارت دیگر همگی، علی قدر مراتبهم فنون آرایش ابرو را میآموزند. اما «ویرایش از زبان ویراستاران»، که میتوان آن را نوعی دایره المعارف ویرایش نامید، اولین کتاب به زبان فارسی است که به تفصیل، پیچیدگیها، دشواریها، و تنوع وظایف ویراستاران را در شکل گیری متن به تصویر میکشد. با همان تمثیل میگفت ویراستاران توصیف شده در این کتاب در خلق چشم، پرداختن به ابرو، هم برای محافظت چشم و هم برای زیبایی، و مراقبت از چشم در برابر بیماری نیز نقش دارند. در 38 مقاله این کتاب، ویراستارانی صاحب نام به توصیف دقیق و تفصیلی جنبههایی از ویرایش میپردازند که حتی عنوانشان نیز برای بیشتر ویراستاران ایرانی تازگی دارد. مثلاً ویراستار در نقش نماینده تام الاختیار ناشر که برای سفارش دادن کتاب به مولفان، پذیرش اثر عرضه شده به ناشر و میزان پرداخت به نویسندگان و مترجمان (یا نمایندگانشان که کارگزار ادبی نامیده میشوند) تصمیم گیری میکند. بخش اول کتاب که حاوی مقالههای نظری است بیشتر به نقش ویراستار، حدود و ثغور آن و تغییرات این نقش طی زمان میپردازد. ویلیامز نویسنده مقاله «ویراستار کیست؟»، سه مؤلفه اصلی این نقش را شناسایی و انتخاب کتاب، ویرایش کتاب و دفاع از حقوق نویسنده و موسسه نشر در برابر یکدیگر میداند و جزییات این مؤلفهها را فهرست وار برمی شمارد. دومین مقاله کتاب در گزارش «سیر تحول ویرایش در امریکا»، آغاز ویرایش را درسال 1898 میبیند که ویراستاری اهل خطر فصل ششم یک رمان را با فصل اول آن جا به جا کرد. «در این بین پنج فصل را هم به جای دیگر انتقال داد، در سراسر متن قسمتهایی را حذف کرد و در سبک نگارش رمان دست برد» و رمان را به پرفروشترین اثر سال 1899 بدل کرد. این تاریخچه ضمن پیگیری جدال بین سنت و تجدد در عرصه زبان و تحولات نشر در امریکا، از ویراستاران نامداری مانند مَکسول پرکینز یاد میکند که نقش وی در ویرایش کتابهای تامس وولف و اسکات فیتزجرالد بحث انگیز شد و نامش به مثابه الگوی آرمانی ویراستار در صنعت نشر امریکا نقش بست. اینکه این الگوی آرمانی تا چه حد در صنعت نشر امروز، که به واسطه تحولات تکنولوژیک و بازار اساساً دگرگون شده، قابل دستیابی است موضوع مقالههای دیگر بخش اول کتاب است؛ بخشی که به پرسشهای زیر میپردازد: آیا ویراستاران امریکایی کم سوادتر، بی حوصله تر و پولکیتر شدهاند؟ نقش کارگزاران ادبی چه تغییری کرده است و رابطه ویراستاران با آنها و با مولفان چگونه است؟ بازار جدید کتاب چگونه بر فرآیند تصمیم گیری ویراستاران تأثیر گذاشته است؟ کارهایی که اکنون ویراستاران میکنند چه فرقی یا شباهتی با کار ویراستاران گذشته دارد؟ ابعاد اخلاقی، وجدانی و حقوقی تصمیم گیری در مورد پذیرش یا رد اثر چیست؟ ویراستاران در پذیرش اثر داستانی و غیرداستانی به چه عواملی توجه میکنند (یا باید بکنند)؟
ابعاد عملی ویرایش
بخش دوم «ویرایش از زبان ویراستاران»، یعنی بیش از دوسوم کتاب، به گردش ویرایش و جزییات هر مرحله میپردازد. مقاله اول این بخش به نحوه ارائه اثر به ویراستار اختصاص دارد. این ارائه با فرستادن نامه پیشنهاد اثر (حداکثر در پنج صفحه) برای باخبر ساختن ویراستار از موضوع اثر و برانگیختن کنجکاوی وی آغاز میشود. اگر این نامه نظر ویراستار را گرفت، نویسنده طرح پیشنهادی خود را برای وی میفرستد. اگر این طرح ویراستار را به عقد قرارداد برانگیخت، نویسنده متن را برای ویراستار میفرستد. مذاکره برای عقد قرارداد با نویسنده و کارگزاری که اثرش پسندیده شده و توصیف پیچیدگیهای این مذاکره موضوع فصل دیگری است که برای ناشران و ویراستاران ایرانی تازگی و جذابیت دارد. مقالههای پانزدهم تا هجدهم «ویرایش از زبان ویراستاران» ابعادی از ویرایش محتوایی، زبانی و فنی را بازگو میکند که برای خواننده فارسی زبان حیرت انگیز مینماید. مثلاً نقش آن ویراستار محتوایی که به نویسنده میگوید: «قهرمان داستان بیش از حد بی نقص است و با اعتماد به نفسی غیرطبیعی از پس هر مشکلی برمی آید. اگر به آدمهای معمولی بیشتر شباهت داشته باشد و گاهی دچار تردیدهای جدی شود و خطاهای معمولی از او سر بزند، شخصیت جالبتری خواهد داشت.» در نتیجه پیشنهاد میکند که شخصیت قهرمان را کاملاً درهم بشکنند و او را تا مرز خودکشی برسانند تا مساله اصلی این شود که آیا قهرمان میتواند خودش را چنان از نو بسازد که اصلاً کاری از وی بربیاید و به این ترتیب عنصر تعلیق روانشناسی را به رمان بیفزایند. مثال دیگر ویراستار فنیای است که با مراجعه به منابع معتبر وارسی میکند که آیا قهرمان داستان میتوانسته برای پیوستن به جویندگان طلافاصله نیویورک تا کالیفرنیا را با قایق از طریق کانال پاناما طی کرده باشد یا ویراستار فنی دیگری که درمی یابد در آغاز داستان به نکتهای اشاره شده که در ادامه داستان فراموش شده است. ویراستار زبانی در ایران حداکثر میتواند با جابه جایی یا تعویض کلمات جمله را اصلاح کند. اما پیشنهاد این کتاب برای حذف قیدها و صفتهای نالازم یا پاراگراف، صفحه و فصل نالازم، که به گمان ویراستار به کشش متن صدمه می زند، احتمالاً «غریب» مینماید. این مقالهها نه تنها سرشار از این پیشنهادات غریب و به گمان من ارزنده است، بلکه نحوه عملی ساختن آنها نیز به تفصیل ذکر شده است مثلاً یادداشت برداری، تنظیم و سازماندهی یادداشتها، استفاده از برگههای چسبان و گفت وگو و ارتباط ویراستار با نویسنده. این چهار مقاله همراه با مقاله نوزدهم کتاب در شرح وظایف دستیار ویراستار، یا ویراستار کارآموز، از مفیدترین و عمومیترین مقالههای این کتاباند و به گمان من خواندن آن برای همه ویراستاران، نویسندگان و ناشران مطلقاً ضروری است. در همه جای دنیا کتابهای مذهبی بخش چشمگیری از کتابهای منتشرشده است. به همین سبب دو فصل از «ویرایش از زبان ویراستاران» به ویرایش کتابهای خاص بازار مسیحیان و یهودیان اختصاص یافته است. جذب مخاطبان این نوع کتابها، توجه به حساسیتهای آنان، گستره موضوعاتی که میتوان در مورد آن کتاب منتشر کرد و چگونگی یافتن ایدههای جدید و جذاب برای انتشار کتاب در این حیطهها در این دو فصل توضیح داده میشود. به همین منوال فصلهایی به ویرایش کتابهای جنایی مبتنی بر واقعیت، داستان جنایی، آثار غیرداستانی، آثار داستانی، آثار تحقیقی، رمانهای علمی-تخیلی، کتابهای کودک، کتابهای مرجع، زندگینامهها، و کتابهای روانشناسی اختصاص داده شده و ظرایف مربوط به هر یک از این حیطهها از زبان ویراستاران کهنه کار شرح داده شده است. «ویرایش از زبان ویراستاران» کتابی است سرشار از نکات بدیع که چشم ناشران، نویسندگان و ویراستاران را به دنیای تازهای باز میکند. حتی اگر در شرایط کنونی بعضی از الگوها و روشهای پیشنهادی در این کتاب «تجملی» و «دور از دسترس» بنماید، دانستن اینکه راه از کدام سو است برای همه ما واجب است. ترجمه پاکیزه و پیراسته این کتاب به فارسی حاصل یک کار گروهی سرشار از علاقه و همت استثنایی و باورنکردنی است که ویراستار متن فارسی در مقدمه خواندنی خود شرح آن فرآیند دشوار را بازگفته است. یکی از ویراستاران باسابقه، که خود کتابی در زمینه ویرایش تألیف کرده، با مشاهده نسخه اولیه «ویرایش از زبان ویراستاران» گفت:«این اثر ویرایش را چند گام بلند به جلو میجهاند»؛چنین باد.
روزنامه شرق ، شماره 1034 به تاریخ 20/5/89، صفحه 9